ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
پيشگفتار 24
معجم البلدان ( فارسى )
( معجما 13 : 63 ) نيز ياقوت در اين سال از مجلسى ياد مىكند كه در مرو ، در خانهء عبد الرحيم سمعانى سوم ( 537 - 615 ) يعنى آخرين سال زندگى استاد ، تشكيل مىشد و بحثهاى لغت شناسى و جغرافيا مطرح مىشد ، پس به نگارش ( معجمد ) براى گشودن آن دشوارىها تصميم مىگيرد ( معجمد 1 : 6 ) . 616 - در پايان ذىقعده در خوارزم در خانهء قاسم صدر الافاضل بود ، زندگينامهء او و شعرش را نوشته است ، در همين سال يورش مغولان به پيرامون مرو مىرسد . و ياقوت پس از سه سال زندگى خوش در مرو ، انديشهء ماندگارى در آن شهر را رها كرده ، به گفتهء خودش در نامهاى كه براى وزير قفطى فرستاد ؛ مانند روز رستاخيز ، با دست تهى ، از آن بهشت ، روى به باختر ، مىگريزد ( خلّكان 5 : 186 ، معجمد 4 : 509 ) . 617 - دههء ميانهء ماه رجب اين سال ، ياقوت خسته و كوفته گريزان از مرو به اربيل كردستان مىرسد ، و در آنجا مستوفى مبارك پسر احمد ، نگارندهء تاريخ اربيل را مىبيند ، و شعر او را به خامهء خود شاعر مىگيرد ( معجمد 1 : 187 ) مستوفى نيز زندگينامهء ياقوت را در تاريخ خود مىآورد ( تاريخ اربيل ص 319 ش 223 ) . ياقوت از اينجا به موصل رفته ، نامهء معروف خود را براى پناهندگى به وزير قفطى به حلب مىفرستد ( خلكان 5 : 179 ) . 618 - در اين سال ياقوت ، ديدارى با قاسم پسر احمد موفق اندلسى در حلب دارد ( معجما 16 : 234 ) . نيز ياقوت در اين سال در حلب ، خبر مرگ رمضان بن رستم برادر على ، دو پسر « هردوز » پزشك خراسانى ساكن دمشق را شنيده ثبت مىكند ( معجما 11 : 142 ) . 619 - ياقوت در حلب به ديدار كمال بن عديم بزرگ خاندان عديم مىرود ، و زندگينامهء سيزده تن از سرشناسان اين خاندان را ، از روى كتابى كه همين بزرگ خاندان نگاشته بود مىنويسد ( معجما 16 : ص 5 تا 36 ) . اين كتاب به نام « زبدة » در تاريخ حلب در بيروت 1951 م چاپ شده است . 620 - ياقوت در حلب به ديدار قاسم واسطى رفته و شعرى را در ستايش قفطى ، و شعرى در نكوهش نابلسى از وى بر شنوده و به نوشته است ( معجما 16 : 306 ) . 621 - 20 ماه صفر اين سال ، تاريخ به پايان رسيدن تأليف معجم البلدان و پيش كش كردن آن به قفطى وزير فرمانرواى حلب است ( معجمد چ ع 4 ص 1048 ) 624 - خبر مرگ پدر وزير قفطى به ياقوت مىرسد و ياقوت آن را ثبت مىكند ( معجما 15 : 197 ) . 624 - ياقوت در زندگينامهء محمد مرسى پسر عبد الله ( زادهء مرسيهء اندلس 570 ) گويد : او به سال 624 هنگامى به مصر آمد كه من نيز در آنجا بودم . ( معجما 18 : 210 ) پس شايد بتوان اين را آخرين سفر ياقوت از حلب به مصر ، دانست . 625 - در 21 محرم اين سال ياقوت به پاكنويس كردن ( معجمد ) آغاز مىكند . ( چ ع 1 : 13 چ ف 1 : 12 ) 626 - پنجشنبه 4 ربيع يكم . ياقوت اين تاريخ را براى مرگ قاسم واسطى آورده است ( معجما 16 : 296 ) كه 6 ماه و 16 روز پيش از مرگ خود ياقوت است . و گويا در يادداشتهاى من آخرين اثر ياقوت باشد . 626 - روز يكشنبه بيستم ماه رمضان اين سال ، ياقوت در يك اتاق كاروانسراى بيرون دروازهء حلب پس از آن كه كتابهاى موجود خود را براى مسجدى زيدى در خيابان « درب دينار » بغداد وقف كرده ، تحويل على ابن اثير مؤلف « كامل » داده بود ، چشم از جهان برمىبندد . ( خلكان ج 5 ص 189 ) .